خاطرات آرش و هلیا
اگه اینجا اومدی برام دعا کن!!!!!
لغت نامه ی منو آرش وقتی یه نفرو دوست داری تمام لحظه ها و ثانیه های زندگیت پر از حرفها کارها و صدای اون میشه و تازه این اول بدبختی آدمه البته در اوج خوشبختی میدونم منظورمو نفهمیدین راستش خودمم نفهمیدم که چی گفتم اصلا ولش کنین نمیدونم منظورمو چه جوری بهتون برسونم حالا بعدا سعی میکنم روش فکر کنمو یه جمله ی بهتر براش گیر بیارم کوچولو:این واژه به معنای موجود کوچک و ظریف است اما در لغت نامه ی ما اسم دوم آرشه که واسه اولین بار بهش گفتم نی نی: به نوزاد و بچه ی کوچک انسان گفته میشود اما در لغت نامه ی ما اختصاص دارد به اینجانب یعنی اسم دوم من که آرش به تلافیه گفتن کوچولو این اسمو برام گذاشت و در حال حاضر به این اسم توی گوشیش سیو شدم با یه عکس نی نی جوجه:اسم دیگه ی آرش که یه روز هوس کردم به این اسم بهش اس ام اس بدم البته این اسم بعضی وقتا مخفف میشه و به جوجو ارتقا پیدا میکنه همستر :اسم یک موجود جونده ی اهلی خانگی که شبیه به موش هست ونام دوم من که با نینی در گیر شده و به این اسم خونده میشم(نی نی همستر) مارمولک:یک خزنده ی کوچولو و با نمک که مامانم دل خوشی ازش نداره ولی من عاشقشم برا همینم اسم سوم مهربون شد مارمولک که به اضافه ی جوجه میشه البته بعضی وقتا(جوجه مارمولک) خرسی :اسم بعدیه من که آرش روم گذاشت حالا نمیدونم چرا؟؟؟؟؟؟ هواپیما و باغچه :که نمیدونم این دوتا رو آرش از کجا آورد فقط یادمه انقدر خوابش میومد که هذیون گفتو هر دفعه کلی الکی به این دوتا کلمه میخندیم گیلاس:یک میوه ی تابستونیه خوشمزه به رنگ قرمز که کمپوتش خیلی خوشمزست اگه...دلتون بسوزه خوابالو:اسم دیگه ی آرش چون هروقت به من میرسه خوابش میگیره بد اخلاق اخمو:اسم دیگه ی من که اینو حق داره بهم بگه سیب زمینی و مرغ فرانسوی:که حاصل دستپخت رویاست با اعتماد به نفس بالا که همیشه یادمون میمونه لجباز:اسم دیگه ی من در صورتیکه من اصلا لجباز نیستم سفید برفی:ایضا اسم دیگه ی من لوبیا پلو :غذای مورد نفرت آرش که هر دفعه میخوام لجشو در بیارم میگم ناهار یا شام لوبیا پلو خوردم آخه من این غذا رو دوست دارم فضول:یه وقتایی مجبور میشم به آرش بگم البته هردومون فضولیم البته از نوع خوبش مردم آزار نیستیم ناحیه ی ثبت مغزی:که این ناحیه توی مغز آرش زیادی فعاله جدیدا هم به قول خودش کامپیوتری شده(کوچکترین کار یا حرف من که بهش بگم بعدا میگمو توی مغزش ثبت میکنه و یادش نمیره حالا من چیکار کنم با این ناحیه) خروس:صدای زیبا و دلنشینی دارد البته از نوع بی محلش گربه یا پیشی:صدای مخصوص ارتباط بین ما دوتا البته من بهترم ببعی:البته صداش که مهربون صداشو خیلی خوب در میاره و یکسری اصوات بی معنی که فقط خودمون معنیشو میفهمیم (هوم اهوم هوممممممم) خب لغت نامه تا اینجاش فعلا بسه تا بعد واما اتفاقات امروز امروز حدودای ساعت یک یکو ربع بود زنگ زدم به آرش ببینم کاراش درست شده یا نه که گفت هنوز نه بعدم گفت از دوازده و نیم تا حالا دارم پیاده راه میرم هیچی ماشین نیست سوار بشم منم در کمال بدجنسی خوشحال شدم گفتم خوبه حقته تا تو باشی منو اذیت نکنی آرشم گفت باشه حقمه دیگه تو میای شمال دیگه من دستم بهت میرسه اونوقت بهت میگم منم خندیدم گفتم ایشالا تا ساعت 2 ماشین گیرت نیاد پیاده بری همینجور که یه دفعه یه اتوبوس اومدو دوست دارم مهربونم
راستش این پستم اولش با پستای قبلی کلی فرق داره
و اما لغت نامه ی منو آرش این لغت نامه تقریبا از ماه اول دوستی ما با دوتا کلمه شکل گرفت که بعدها پیشرفت زیادی کرد البته این پیشرفت به یکباره حاصل شد یعنی تقریبا تا 1 سالو نیم پیش فقط این دوتا کلمه توی لغت نامه ی ما بود تا اینکه کم کم یه سری لغات عجیبو غریب دیگه هم به این لغت نامه ی اختصاصی اضافه شد از جمله اسم جانوران مختلف که هرکدوم معنای کاربردی خاصیو برای ما دوتا داره و یک سری کلمات عجیب غریب که توی فرهنگ لغات عمومی معنی متفاوتی از معنی لغت نامه ی ما داره خب میدونم مسخره ام میکنین اما برام مهم نیست آخه این لغات واسم یادآور کلی خاطره های خوبو جالبه برا همینم چندتاشونو خواستم اینجا بنویسم : 









سوار شد سوارش نکرد و رفت منم خندیدم بهش اما دوباره یه تاکسی اومد و سوار شد بعدم خندید گفت دیدی سوار شدم لجم گرفت بعد گفت رسیدم خونه زنگ میزنمو خداحافظی کردیموقتی رسید خونه زنگ زد یه عالمه حرف زدیم و کل کل کردیم گفت میای شمال دیگه درستت میکنم منم گفتم من درستم یکی باید خودتو درست کنه بعدش گفت زبون در اوردی بالاخره با رویا میای بیرون دیگه منم گفتم مگه من زنگوله ام با رویا بیام یه دفعه خندید گفت آهان به رویا گفتی گوسفند بزغاله...اگه بهش نگفتم منم گفتم بگو شنونده خودش باید عاقل باشه بعدش خندید گفت بهم میرسیم.....
بعدم خداحافظی کرد رفت سراغ باغبونی که گل بکاره تو باغچه منم اومدم یکم تو اینترنت چرخیدمو بعدم شروع کردم به تمیز کردن خونه که ماجرایی پیش اومد در حد افتضاح یه خرابکاریه درستو حسابی کردم اونم از نوع مرگبار که باید توی تاریخ ثبت بشه آخه یکی نیست به من بگه مثلا سواد داری؟ مثلا داری لیسانس میگیری این فکرای برترو از کجا میاری؟ راستش یه دفعه زد به سرم که برم حمام و آشپزخونه رو بشورم واسه همینم یه سطل برداشتمو جرم گیرو پودرو وایتکسو باهم قاطی کردمو ریختم کف حموم بعدش یکم آب ریختم روش که مثلا سرامیکها خیس بخورن آخ چشمتون روز بد نبینه آب ریختن رو سرامیکا همانا و خفه شدن من از بخار تولید شده همانا شانس آوردم در حموم باز بود و گرنه الان باید آگهی ترحیممو تو وبلاگ میخوندین
شاید باورتون نشه از بوی محلول معجزه آسای تولیدیه کمپانیه مخصوص خودم جلوی چشمام سیاه شد و فقط سریع پریدم بیرون نیم ساعت داشتم سرفه میکردمو اشکم بی اختیار میومدبهتر که شدم یه حوله گرفتم جلوی دهنو دماغم رفتم تو حموم هواکشو زدم حالم خیلی بد شده بود هربار نفس میکشیدم گلوم و ریه هام میسوخت به بدبختی دوش آبو باز کردم که همه شسته بشه بره بعدشم کلی آب خوردم بعد زنگ زدم دست گلی که به آب دادمو برا آرش گفتم اونم عصبانی شد گفت این کارا چیه میکنی اینجوری مواظب خودتی؟اومدی شب عیدی مامانتو مثلا خوشحال کنی بهش کمک کنی این کارا رو میکنی آخه کار بلد نیستی چرا دست میزنی ؟؟؟؟؟؟؟بعدم گفت برو چایی بخور که گلوت خوب بشه دیگم از این کارا نکن تو حمومم نرو نمیگی اینارو قاطی میکنی تولید اسید میکنه میمیری اگه میریخت روت که الان سوراخ سوراخ شده بودی منم میخندیدم دعوام کرد بعدم گفت دیگه از این کارا نکن برو چایی بخور گلوت خوب بشه... 


| Design By : Night Skin |



