خاطرات آرش و هلیا
اگه اینجا اومدی برام دعا کن!!!!!
یه کاری کن که میتونی یه خونه شو تو ویرونی تو این تقویم دل برده کسی اشکاشو نشمرده سلام بابت این مدت که نبودم معذرت میخوامو شرمندم ممنونم که توی این چند ماه خونمو تنها نذاشتین راستش این مدت اصلا نت نیومدم این ترم سرم خیلی شلوغ بود درسام بدجوری سنگین بود ……. و اما چندتا خبر جدید: بالاخره بعد یک سال با آرش رفتم بیرون واسه ی تولدش 4آذر البته تولدش2 آذر بود ولی چون امتحان کارشناسی داشت مجبور شدیم چهارم بیرون رفتیم خیلی خوش گذشت….. خبر دوم آرش درسش تموم شد برگشت اصفهان واما خبر سوم آرش کارشناسی دانشگاه خودمون قبول شد
از این بیشتر نپرس از عشق نمیدونم نمیدونی
کجا دیدی که تنهایی غماشو با خودش برده
یه کاری کن از این بیشتر نیفتم توی غم اخر
نزار شمع حضور من یه شعله شه تو خاکستر
نگو دوره نگو دیره نگو این قصه دلگیره
یه عمری رفته از دستم نیای عشق تو میمیره.....![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
ولی قول داده که ترم پاییز برگرده
| Design By : Night Skin |


خیلی بده یک نفرو با تمام وجود دوست داشته باشی اما نتونی به کسی بگی و مجبور باشی سکوت کنی

