تبليغاتX
Daisypath - Personal pictureDaisypath Anniversary tickers خیلی بده یک نفرو با تمام وجود دوست داشته باشی اما نتونی به کسی بگی و مجبور باشی سکوت کنی خاطرات آرش و هلیا


خاطرات آرش و هلیا

اگه اینجا اومدی برام دعا کن!!!!!



مخمل شب تب‌دار است
ملافه‌های چروکيده
با صدايی موج‌دار
زمزمه می‌کنند حکايت بی‌قراری را
بر استخوان‌های آهنی تخت

جيرجير، جيرجير
جيرجيرکی نيست
ناله‌ی تخت است
بر امتداد گرم  درد و بی‌خوابی

ابر و بادی نيست
نسيم هم گم شده است
باغ‌چه‌ی کوچک تنهايی
نشان سبزينه از ياد برده است
باغ‌چه دل‌سوخته است
برشته در کوره‌ی تابستان
خواب رگ‌بار می‌بيند

آسمان خميازه‌کشان
شب را به سپيده سپرد
پيکرمچاله‌ای
در ميان ملافه‌های چروکيده
باز هم گريخت
از هيولای سرخ  درد
از آبی  بی‌پايان درد
از
يک شب ديگر..........

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 14:40 توسط هليا| |

 
    انسان تنها آفریده ایست که نمی خواهد همان باشد که هست
 
 
 
نوشته شده در شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 1:26 توسط هليا| |

 

عشق من بمون دلواپسم نزار بي تو نميگذره اين روزو روزگار

                             

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 15:34 توسط هليا| |


Design By : Night Skin

کلیه حقوق مادی و معنوی وبلاگ فوق مربوط به اینجانب و هرگونه کپی برداری از مطالب ممنوع میباشد